مطالبی دلنشین
برای سلامتی و ظهور آقا امام زمان هم دعا کنید
انتظار امام مهدی
الا ای یاور ما کی میایی امیر و سرور ما کی میایی
قدمهای قشنگ نازنینت گذاری بر سر ما کی میایی
برای انتقام خون جدت الا ای رهبر ما کی میای
گذاری مرحمی بر قلب زهرا طبیب مادر ما کی میایی
عزیز مصطفی شیعه غریب است برای یاری ما کی میایی
زند طعنه به ما دشمن مکرر ایا همسنگر ما کی میایی
به دریای جهالت غرق گشتیم ایا ای لنگر ما کی میایی
زپشت پرده ی غیبت برون آی بیا اندر بر ما کی می آیی
امضاء : محمدجواد
برچسبها: خدانگهدار, خداحافظ
فاطمه بعد از پدر مظلوم عالم گشته بود
بیت الحزان روز و شب غرق به ماتم گشته بود
روزها می رفت و شبها همچنین گریه کنان
غصه ی دنیا برای فاطمه کم گشته بود
هر دو چشمان دو فرزند علی همچون سهیل
از فراق مام خود گریه کنان نم گشته بود
پشت مولای جهان یعنی علی مرتضی
از فراق دخت پیغمبر ز غم خم گشته بود
جان ما گردد فدای شاه مظلومان علی
کز غم زهرای اطهر غرق در غم گشته بود
برچسبها: مثیه شهادت, حضرت فاطمه, غم, غصه, شاه مظلومان علی
پستی متفاوت ...
این موزیک رو خیلی دوست دارم ... انشاا... که شما هم خوشتون بیاد ...
حسین جان موفق باشی ...![]()
![]()
لینک دانلود
http://uploadkon.ir/uploads/5db6884cb12b16f4f07c8928134b8e9f.mp3
برچسبها: خواننده حسین حقیقی
وصیت می نویسم نامه ای را که تا جویم راه چاره ای را
چنان شیرین نویسم شرح حالان که باشد بهر خود برنامه ای را
اول گویم ز بسم الله و رحمان خداوندا چنین دادی تو فرمان
که هر فردی به هنگام سلامت وصیت را نویسد با پیامت
همه دنیا ز تو باشد الهی تو دادی بندگانت را پناهی
به جز نور تو در عالم نباشد که میزان تو بیش کم نباشد
خداوندا به جز تو کس نماند در این دنیا که یک گامی براند
الهی اول و آخر تو باشی به گیتی باطن و ظاهر تو باشی
الهی من ضعیفم یاریم کن به وقت مردنم غمخواریم کن
گناهانم سراسر عفو فرما گناهان رو نگیر تو سخت بر ما
مرا از آتش دوزخ رها کن دلم از نور جنت با صفا کن
محمد با علی را دوست دارم حسن را با حسینش یار و یارم
به زین العابدین از مخلصانم به غیر از نامشان ناید زبانم
یکی یکی امامان چاکر هستم به خود پا بند بر روز الستم
خداوندا به حق این امامان دل پر درد ما را کن تو درمان
مرا از بند غم آزاد گردان گناهانم همه را پاک گردان
در آن دم که ملاقاتم تو باشی مرا آن یاور و همدم تو باشی
که من بر آل پیغمبر بمیرم همیشه نامشان بر سر بگیرم
امامان مرا خفتند آنجا مرا یاری نما آیم بدان جا
که من شور زیارت در سرم است چرا که جمله ایشان رهبرم است
< جواد جان > گر گنه بسیار باشد
خدا را عفو بخشش کار باشد
برچسبها: وصیت نامه خودم, راه چاره, خداوندا, گناهانم, آتش دوزخ
ترانه بارانی
باران ! باران ! دوباره باران ! باران !
باران ! باران ! ستاره باران ! باران !
ای کاش تمام شعرها حرف تو بود :
باران ! باران ! بهار ! باران ! باران !
گاهی اوقات یاد بعضی ها ناخودآگاه لبخندی روی لبانت می نشاند .
چقدر زیباست این لبخندها و چه دوست داشتنی اند این بعضی ها .
خیلی خوشحالم ، آخه بعد از یه مدت طولانی تونستم با داداشم
صحبت کنم . انشاالله که سلامت برگردی داداشه گلم ....![]()
![]()
من نمی گویم در این عالم
گرم پو ،تابنده ،هستی بخش
چون خورشید باش
تا توانی ،
پاک ، روشن ،
مثل باران ،
مثل مروارید باش
برچسبها: مثل باران, هستی بخش, پاک, روشن, مروارید
بهار آمد بهار آمد بهاره
دلم روز و شب اندر انتظاره
زهجر آن نگار بی وفایم
دگر دل بیش از این طاقت نداره
عید آمد ...
و افسوس که دلدارم نیست جز غصه و غم در این جهان کارم نیست
مهدی فاطمه
ای شمس پشت ابرها کی می رسی
ای قوت این قلبها کی می رسی
ما انتظار روی چون ماه توایم
ای آفتاب دین به ما کی می رسی
ساقیا ! آمدن عید مبارک بادت وان مواعید که کردی نرود از یادت
بهار آمده تا به ما بگوید لحظه ها چون ابر در گذرند؛
تا به این همه تحول و تغییر، به دیده عبرت بنگریم.
گاه، خورشید می تابد و بر ابرها پادشاهی می کند و
گاه، باران می بارد و بر پیکر آسمان و زمین، لباس طراوت و تازگی می پوشاند.
هر رفتنی را آمدنی است و هر آمدنی را رفتنی؛
چنان که زمستان می رود و بهار می آید، شب می رود و روز می آید؛
ما نیز روزی به جهان می آییم و
ناگزیر باید به سمت مقصدی ابدی، جاده های زمان را طی کنیم.
نوروز می آید تا گرد غفلت را از رخسارمان بشوید و
از خواب های دراز خرگوشی بیدارمان کند.
تا بدانیم که ایستایی و رکود، شیوه مرداب است.
یا مقلب القلوب!
قلب های زنگار گرفته مان را به یادت به رودخانه روشنی می سپاریم
و در تار و پودش بذر مهر می پاشیم.
ای تدبیرکننده روز و شب، ای تغییردهنده حال ها! یاری مان کن تا با سلاح عشق
و صداقت و ایمان، به بهترین حال ها دست یابیم.
وقتی غبار تیرگی و کینه را از روح و جانمان تکانده باشیم،
در دل های آفتابی مان هفت سین سلام و سادگی گسترده خواهد بود.
من به عیدی می اندیشم که هیچ گرد و غبار عصیان و اغفالی
بر پرونده اعمالم نوشته نشود و تحویل سال جدیدم را
بی خط خوردگی، بر دفتر سال گذشته ام آغاز کنم.
عیدی ما به مولا قرائت روزانه دعای فرج در نوروز ۹۱
و دعوت از دوستان در دادن این عیدی.
(دوستانی که وبلاگ دارن این پست رو بذارن تو وبلاگشون
تا بتونیم یه کار خیلی کوچیک در ابتدای سال ۹۱ به یاد آقامون انجام داده باشیم...
حتی می تونید این پست رو برای دوستاتون ایمیل کنید و یا اس ام اس بدید...
خلاصه این پست رو در سراسر ایران گسترش بدید...
منتظر خبرای خوشتون هستم...)
به امید لبخند امام حاضرمان ...![]()
برچسبها: عیدنوروز, بهار, مهدی فاطمه, تحول وتغییر, عبرت
مردي نزد امام حسين (ع ) آمد و گفت :
“من مردي گناهکارم و از معصيت پرهيز نمي کنم ، مرا پند و اندرز بده “.
امام حسين (ع ) فرمودند:
“پنج کار انجام بده و هر چه مي خواهي گناه کن .
اول : روزي خدا را نخور و هر چه مي خواهي گناه کن .
دوم : از ولايت و حکومت خدا خارج شو و هر چه مي خواهي گناه کن .
سوم : جايي را پيدا کن که خدا تو را نبيند و هر چه مي خواهي گناه کن .
چهارم : وقتي عزرائيل براي گرفتن جان تو مي آيد،
او را از خود دور کن و هر چه مي خواهي گناه کن .
پنجم : وقتي مأمور و مالک جهنم مي خواهد تو را در آتش بيندازد،
در آتش نرو و هر چه مي خواهي گناه کن

نیایش
خدایا یک نفس آواز ! آواز !
دلم را زنده کن ! اعجاز ! اعجاز !
بیا بال و پر ما را بیاموز
به قدر یک قفس پرواز ! پرواز !
برچسبها: گناهکار, پند واندرز, خدا, نیایش, پرواز
چرا همیشه همین است آسمان و زمین؟
زمان هماره همان و زمین همیشه همین؟
اگر چه پرسش بی پاسخی ، است می پرسم:
چرا همیشه چنان و چرا همیشه چنین؟
چرا زمین و زمان بی امان و بی مهرند؟
زمان زمانهٌ قهر و زمین زمینه کین؟
حدیث آدمی و چرخ آسیاب زمان
حدیث جام بلور است و صخرهٌ سنگین
هزار شاید و آیا به جای یک باید
گمان کنم ، به گمانم نشسته جای یقین
اگر که چون و چرا با خدا خطاست ، چرا
چرا سؤال و جواب است روز بازپسین؟
چرا در آخر هر جمله ای که می گویم
تو ای نشانهٌ پرسش نشسته ای به کمین؟
برچسبها: نشانه پرسش, زمان, زمین, حدیث, خدا
ما گنهکاریم، آری ، جرم ما هم عاشقی است
آری اما آنکه آدم هست و عاشق نیست ، کیست ؟
زندگی بی عشق ، اگر باشد ، همان جان کندن است
دم به دم جان کندن ای دل کار دشواری است ، نیست ؟
زندگی بی عشق ، اگر باشد ، لبی بی خنده است
بر لب ِ بی خنده باید جای خندیدن گریست
زندگی بی عشق اگر باشد ، هبوطی دائم است
آنکه عاشق نیست ، هم اینجا هم آنجا دوزخی است
عشق عین آب ِ ماهی یا هوای آدم است
می توان ای دوست بی آب و هوا یک عمر زیست ؟
تا ابد در پاسخ ِ این چیستان ِ بی جواب
بر در و دیوار می پیچد طنین ِ چیست ؟ چیست ؟ ...
برچسبها: چیستان, جرم عاشقی, زندگی بی عشق, خنده, دوزخ
| Design By : Pichak |

