مطالبی دلنشین

خدا جون خوشحالم کردی ...

مرسی خدا جون ... مرسی  ...

ممنون بابت هدیه ای که بهم دادی ... ممنون ...

 

سلام دوستان

انشاا... که خوبه خوب باشین

همیشه توکلتون به خدا باشه ، از یه جایی که اصلا فکرشو نمیکنی یه باره یه چیزی بهت میده که 

 باورت نمیشه  ...

مواظب خوبی هاتون باشین  ...

به امید لبخند امام حاضرمان ...

 

 

[ شنبه 21 دی1392 ] [ 22:10 ] [ محمدجواد ] [ ]


نه دنیا را بــد ساخته اند

و نه انسان را بــد آفریده اند

تمام مشکل این است

 که بــد را خوب رنگ کرده اند

[ پنجشنبه 7 آذر1392 ] [ 13:24 ] [ محمدجواد ] [ ]


حورالعین بهشتی برای ازدواج !

قدرت تصرف کرامت و عنایت حضرت در این دنیا غیر قابل توصیف است

داستان عنایت حورالعین بهشتی برای ازدواج به در خواست کننده ،

کسی که خواسته بود برای ازدواج فقط با حورالعین بهشتی ازدواج کند

یک آشیخ علی بود در نجف ایشان سالها درس خوانده بود ولی ازدواج نکرده بود ،

بعد آمده بود خدمت حضرت ابوالفضل و گفته بود آقا من ازدواج نکردم

و حالا هم که می خواهم ازدواج کنم حورالعین بهشتی  از شما می خواهم

به من همسری از جنس حورالعین بهشتی عنایت کنید ،

گریه زیاد کرده بود و بعد از مدت زیادی که نتیجه نگرفته بود و از حورالعین بهشتی خبری نشده بود

برگشته بود به نجف و دوباره به درسش چسبیده بود ،

گفت : تا اینکه یک روز در حرم حضرت امیر بودم همین که از حرم بیرون آمدم

دیدم یک خانم جوان من را صدا زد و گفت آقا جان بیا من را ببر و برای ازدواج برای خودت عقد کن ،

گفتم من نمی تونم ، من طلبه هستم و امکانش نیست ولی قبول نکرد و همراه من آمد ،

بهش گفتم خانم دنبال من نیا اینجا حوزه است و طلبه ها هستند ... ولی باز قبول نکرد ...

آمد داخل مدرسه و به اجبار همراه من داخل حجره شد .

به او گفتم در اینجا باش تا من برم به حجره طلبه های دیگر تاببینم فردا چه می شود ...

آمدم از حجره بیرون ، او چادرش را از سر برداشته بود ،

یک دفعه دیدم از حجره نور همین طور میزنه بیرون و تا آسمان می رود ،

خیلی تعجب کردم رفتم گفتم شما کی هستید ؟

گفت : شما از حضرت ابوالفضل چه خواسته بودید ؟

مگه حورالعین بهشتی برای ازدواج نخواسته بودید ؟

من حورالعین بهشتی هستم .

آقا اباالفضل از بهشت من را احضار کرده است و عنایت فرموده بیام خدمت ایشان .

بعد هم گفت بلند شو بریم کربلا که من می خواهم در کربلا باشم

و آقا اباالفضل یک خونه برای من وشما در کربلا در نظر گرفته است .

آمدند کربلا و با عنایت حضرت ابوالفضل هفده سال با هم زندگی کردند ،

وهیچ کس از این جریان مطلع نشد

مگر موقع مرگ این آشیخ علی ، که آشیخ علی یک رفیق داشت

و حورالعین بهشتی به رفیق آشیخ می گوید این رفیق شما مریض است

و فلان زمان و فلان ساعت از دنیا می رود ،

و حور العین بهشتی به این رفیق می گوید من باید یک سرّی به تو بگویم :

من از جنس حورالعین بهشتی هستم

و حضرت ابوالفضل یک سری تصرفات در من کرده برای ازدواج با آشیخ علی

و گفته باید بیست سال در زمین باشم و فرموده اند چون این آقا از ما درخواست کرده

، ما هم باید اجابت کنیم .

اگر از ابوالفضل کاری خارق العاده در این دنیا سر میزند با این عنایت خدا به حضرت است ،

قدرت عنایت ابوالفضل الان غیر قابل توصیف است برای تصرف در این دنیا و عنایت به شیعیان .


برچسب‌ها: حورالعین بهشتی, ازدواج, حضرت ابوالفضل
[ دوشنبه 27 آبان1392 ] [ 13:28 ] [ محمدجواد ] [ ]


چگونه با امام زمان(عج) درد و دل کنیم



*آیا وقتی با امام زمان(عج) صحبت می‌کنیم، ایشان صدای ما را می‌شنود؟

در این صورت چرا جواب مار ا نمی‌دهد؟

-با توجه به مضمون روایتی که از امام صادق(ع) نقل شده است،

امام زمان(عج) از شدت محبتی که به دوستان خود دارد، هر زمانی که شخصی او را یاد کند،

نگاهی به او می‌کند و سزاوار است که یاد کننده به جهت احترام و تعظیم از جای خود برخیزد،

هنگامی که مولای خویش او را به نظر مهر و عطوفت نگاه می‌کند،

پس از جای خود برخیزد و از خدای تبارک و تعالی، تعجیل فرج ایشان را بخواهد.

بنابراین قطعاً امام زمان(عج) صدای ما را می‌شنود، اما اینکه چرا حاجات ما را برآورده نمی‌کند،

دلایل مختلفی دارد؛ مثلا شرایط استجابت دعا را فراهم نمی‌کنیم که از جمله آن‌ها ترک معصیت خداست

یا اینکه برآورده شدن آن حاجت به صلاح ما نیست،

مانند بیمار دیابتی‌ای که از ما درخواست شیرینی می‌کند

(از آنجا که او را دوست داریم به درخواست او توجهی نمی‌کنیم) به این ترتیب،

امام زمان(عج) نیز که مهربان‌تر از پدر و مادر است،

برای تربیت ما بسیاری از خواسته‌های ما را به خاطر خودمان اجابت نمی‌کند.



برچسب‌ها: امام زمان, درد و دل, امام صادق
[ دوشنبه 27 آبان1392 ] [ 11:24 ] [ محمدجواد ] [ ]


                  
برچسب‌ها: شیطان, آدم, سجده
[ یکشنبه 26 آبان1392 ] [ 14:32 ] [ محمدجواد ] [ ]


امام حسین

[ چهارشنبه 15 آبان1392 ] [ 10:47 ] [ محمدجواد ] [ ]


""جنس ارزون، زیاد مشتری داره.""

            

دختر خانمی که میگی با چند تا پسر دوستی و به این کارت افتخار میکنی،

دختر خانمی که چپ چپ نگاه کردن یه پسر و میری واسه دوستات تعریف میکنی و

دلت خوشه که دوستات به تو حسودیشون شده،

دختر خانمی که میگی از این سر خیابون تا اون سر خیابون، برات صف کشیدن و کیف میکنی،

آقا پسری که افتخارت اینه که جلو پای هر دختری می ایستی، بهت پا میده،

آقا پسری که دلت خوشه هر روز با یه رنگ دختر میری بیرون،

آقا پسری که دلت خوشه به موهای سیخ سیخیت و فکر میکنی دخترا بهت نه نمیگن،

بله با شمام

.

.

 

""جنس ارزون، زیاد مشتری داره.""

 


برچسب‌ها: دختر بد حجاب, ماشین با کلاس, پیکان 48
[ سه شنبه 7 آبان1392 ] [ 15:3 ] [ محمدجواد ] [ ]


زندگی

 
زندگی حکمت اوست

زندگی دفتری از خاطره هاست

چند برگی را تو ورق خواهی زد

ما بقی را قسمت

[ جمعه 3 آبان1392 ] [ 21:9 ] [ محمدجواد ] [ ]


عید قربان

خاک عرفات ،آب زمزم ،کوه حراء ،جرأت ابراهیم ،طاقت اسماعیل ،وصال معشوق ،

همه را خداوند کعبه نصیبتان کند .

عید قربان مبارک


برچسب‌ها: عید, عید قربان, ابراهیم, اسماعیل
[ سه شنبه 23 مهر1392 ] [ 16:49 ] [ محمدجواد ] [ ]


خدا

میگن شبا فرشته ها

از آرزوی آدما

قصه میگن واسه خدا

خدا کنه همین حالا

رویای تو هرچی باشه

گفته بشه پیش خدا


برچسب‌ها: خدا, فرشته, رویا
[ یکشنبه 21 مهر1392 ] [ 20:37 ] [ محمدجواد ] [ ]